انتفاضه سوم

وپژه فراخوان شعر انتفاضه سوم

این شعر نسخه ی ویرایش شده ی همان شعر قبلی است که ارسال شده بود...


ای شاعر باد و طوفان ای دختر ابر و باران
مرجان دریای بحرین ای لؤلؤ بحر ایمان

تصنیف غرای نهضت ای آیه ی سرخ غیرت
تصویر آزادی و خون نقاشی "رنج دوران"

دنبال ردّ و نشانت گشتند همسنگرانت
هر کوچه و هر خیابان در شهر میدان به میدان

نام تو از جنس نور است امسال سال ظهور است
همشیره ی من صبور است، سوگند بر نام قرآن

در حال اغما و زندان، باشی نباشی مهم نیست
در جوشش و در خروش است خون تو ایوان به ایوان

*****
می بینمت می درخشی در بین میدان لؤلؤ
حبسیه های تو آیات طوفان به پا کرده طوفان


نویسنده : سعیدی راد - ساعت ۱۱:٢٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢۳
نظرات ()    |   لینک ثابت    |   تگ امیر تیموری و تگ غزل و تگ آیات القرمزی


برای شاعره ی بحرینی و همه ی شاعرانی که قلمشان ، سلاحشان است.

... وَ گفت* : شعر تو را جاودانه خواهد کرد
که شعر در دل اعصار خانه خواهد کرد
و حرف اگر به دل آمد ، به دل نشست ، به دل ...
جرقّه می زند آخر ، زبانه خواهد کرد
نترس از این که نبینندت و نفهمندت
که شعر داوری منصفانه خواهد کرد
دل تو خون و نگاه تو خون و راه تو خون
وَ بغض از دل این خون جوانه خواهد کرد
که بغض راه نفس را اگر گرفت ، هم او
به سمت قلب سیاهی کمانه خواهد کرد
که شعر حرف خودش را نگفته می گوید
که شعر مَرد خودش را رها نخواهد کرد
نترس از تب فرعون . تو هم به نیل بزن
تو را همین فوَران جاودانه خواهد کرد
بهار با لب زیتون دوباره می خندد...
بهار موی تو را باز شانه خواهد کرد...
 
* حسین گلزار


نویسنده : سعیدی راد - ساعت ۱۱:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢۳
نظرات ()    |   لینک ثابت    |   تگ مطهره عباسیان و تگ غزل و تگ آیات القرمزی


وقتی جنون، نهایت ِ تکرار تیغ هاست
کشتن چه ساده آیت تکرار تیغ هاست!
پژواک آنچه هیتلر از خون به غار گفت
خود بهترین روایت تکرار تیغ هاست
کشتند نور را که نبیند جهانشان
شب، بهترین جنایت تکرار تیغ هاست
این اسبهای تشنه چه ویلان سَقَط شدند!
تا جاده خود، هدایت تکرار تیغ هاست
آدم! بنال کشتن هابیل شد مرض
این حاصل از سرایت تکرار تیغ هاست
وقتی که خط ِ خون و شرر مستقیم نیست
آنجا مدار، غایت تکرار تیغ هاست


نویسنده : سعیدی راد - ساعت ۱۱:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢۳
نظرات ()    |   لینک ثابت    |   تگ سیاوش پورافشار و تگ غزل و تگ آیات القرمزی


یات القرمزی

شعری بخوان "اَلقرمزی " "وَالتّّین وَالزّیتون"
آیات ِ دریا را غزل کن ماهی ی گلگون

چشمان ِ " ماهی تابه ها" را سرخ تر کردی
داغی شدی بر سینه ی امواج ِ دیگرگون

جاری شدی بر شانه های خیس ِ شهری که
شد "مَجمَعُ البحرین ِ" این دنیای ناهمگون

انگار خرّمشهر دارد می شود تکرار
پُل می زند خیبر دوباره در دل ِ کارون

می آیی از آن سوی سنگرهای وهّابی
بیتُ المُقّدس می شوی در پرده ی قانون

لیلای مایی لُؤلُؤ اِ شب های شعری تو
با ما سرودی نیل را از فاو تا مجنون

در قعر ِ تاریکی نمانَد آرزوهایت
بیرون می آید عاقبت یک روز این "ذوالنّون"

ای کاش آبی می شدم یک لحظه در چشمت
از شرم قرمز می شوم در محضرت اکنون


نویسنده : سعیدی راد - ساعت ۱۱:۱٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢۳
نظرات ()    |   لینک ثابت    |   تگ مصطفی پور کریمی و تگ غزل و تگ آیات القرمزی


اقای مسلسل!
دستمال سفید زیاد دیده ای
حالا قومی ببین که دستمال قرمز دلشان هماره
در باد تکان می خورد!

تلخ و زیبا!


نویسنده : سعیدی راد - ساعت ۱٠:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۱۸
نظرات ()    |   لینک ثابت    |   تگ نیلوفر موسوی و تگ سپید و تگ آیات القرمزی


(پرانتز باز
در باز است
اما
باز پرنده نیست
باز یک سینه سرخ
قفس را در گشود
رو به آسمانی بی بن بست
و هیچ گاه
پرانتز را نبست.


نویسنده : سعیدی راد - ساعت ٦:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۱٦
نظرات ()    |   لینک ثابت    |   تگ دادیار حامدی و تگ سپید و تگ آیات القرمزی


شعری بخوان سکوت جهان را بهم بریز
*تقدیم به آیات القرمزی و حماسه ی بحرین


برخیز و باز هم خفقان را بهم بریز
شعری بخوان سکوت جهان را بهم بریز

این کوه های یخ زده لب بسته اند آه !
آتشفشان ! تمامی شان را بهم بریز

هر رود در مسیر تو جاریست ، بعد از این
در انحراف ها جریان را بهم بریز

خفّاش تا حوالی چشمت رسیده است
پلکی بزن توهّم آن را بهم بریز

چادر بگیر صورت خورشید را و بعد
این ذرّه های چشم چران را بهم بریز

در سازمان شعر ملل هی قدم بزن
دائم در آن نشست سران را بهم بریز

حالا که قافیه قفس شعر می شود
پرواز کن وَ شا...ی ِ... یگان را بهم بریز


نویسنده : سعیدی راد - ساعت ٦:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۱٦
نظرات ()    |   لینک ثابت    |   تگ روح الله ستایش احدی و تگ غزل و تگ آیات القرمزی


آیات
«بحرین» یعنی دو دریا، یعنی دو آبی که اکنون
«قرمز»تر از نام «آیات»، توفان شعری شد از خون

ابیات او جان گرفتند، تصویر انسان گرفتند
وقتی سراپای شاعر تبدیل می‌شد به مضمون

وقتی سراپای شاعر تندیس آزادگی بود
هر بیت او لاله می‌شد هر صفحه یک باغ گلگون

یک رشته شور مردّف، یک شعله خشم مقفا
یک سینه فریاد منظوم، یک سوره آیات موزون

زل می‌زنم در نگاهت آنجا که بی پرده پیداست
آیینه‌ای از نجابت در عمق چشم تو خاتون!

این زخمها بر تن توست، تا پرچم سرزمینت
باشد برای همیشه رنگش به خون تو مدیون

گل می‌کند لاله در خون، پر می‌شود عالم از عشق
وقتی که لیلا بخواند در سایه‌ی بید مجنون

خوندی که بارون بگیره تا این دلا جون بگیره
تا بوی زیتون بگیره حتی سیاهیِ زندون


نویسنده : سعیدی راد - ساعت ٦:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۱٦
نظرات ()    |   لینک ثابت    |   تگ قاسم صرافان و تگ غزل و تگ آیات القرمزی


به آیات القرمزی که زبان سرخ برای سر سبزش مشکل ساز شده!:

گلوله از پس شعرت کمانه خواهد کرد
و عشق نام تو را جاودانه خواهد کرد

ندای زینبی ات آیه آیه خواهد ماند
و بیت بیت غزل را ترانه خواهد کرد

و جای جای زمین کربلاست ، پس آیات
علیه ظلم خروشی زنانه خواهد کرد

به سیل جاری خون ، ظلم فتح خواهد شد
درخت سرخ شهادت جوانه خواهد کرد
***
و شعر خون تو را سمت آسمان پاشید
و عشق نام تو را جاودانه خواهد کرد


نویسنده : سعیدی راد - ساعت ٦:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۱٦
نظرات ()    |   لینک ثابت    |   تگ حسین گلزار و تگ غزل و تگ آیات القرمزی


*آیاتی قرمز برای آیات القرمزی
نصر من الله و فتح القریب...
شعرم از خال و خط و گونه و لب برگشته

توبه کرده قلمم باز به تب برگشته

نگران است، پریشان و پر از دلشوره

رو به قرآن زده و آمده باز این سوره:

ایها الکفر! شما مدعیان "از نیل..."

روز نابودیتان است "باصحاب الفیل"

*

باز وقت سفر غم شده و پایم نیست

مثنوی چکه ای از درد غزل هایم نیست

قبه ام آه به چنگال بلا افتاده

گذرم باز سوی کرب و بلا افتاده

کوری چشم شما ماه قدم می کوبد

حرمی هست علمدار علم می کوبد*

*

شعر من سرد شده زرد شده چون پاییز

آمده از دل تاریخ دوباره چنگیز

کینه ای با خودش از قبر برون آورده

صلحی آغشته به نیرنگ، به خون آورده

یک طرف لشکر شادی طرفی غمگینی ست

قسمت دیگری از مستند آوینی ست

شورشی در دل هر پیر و جوان افتاده

رد خونی به روی نقشه ی شان افتاده

مثل یک موج به پا خاسته توفان دارند

قصد حفظ وطن و لولو و مرجان دارند

غرق در سوز، دعا، ناله لبالب آهند

لشکر دیگری از لشکر حزب الله اند

بی کفن آمده ها روی زمین می میرند

انتقام شهدا را به خدا می گیرند

حرف این قوم همین است_اگر چه بی برگ _

یا به پابوسی ارباب مشرف....یا مرگ
------------------------------------------------------------------------------------
1.لرزه می افکند آن دم که قدم می کوبد سر زینب به سلامت که علم می کوبد
 


نویسنده : سعیدی راد - ساعت ۸:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٧
نظرات ()    |   لینک ثابت    |   تگ معین اصغری و تگ مثنوی و تگ آیات القرمزی


با شکنجه، مرا بکُش بر دار
جسدم را به آب ها بسپار
من پُر از آفتاب خواهم شد
پدرم را بگو؛ یکی کم شد
جلگه را تا خلیج، می رقصم
چه کسی گفته از تو می ترسم؟
خواب دیدم درخت خواهم شد
پیش بُت ها نمی شود خم شد
گر چه سنگ اید، گر چه سنگین اید
سنگچین اید و ضربه می بینید...

از پسِ کوه، می رسی، کی صبح؟
مردِ نستوه! می رسی، ای صبح!
از گلوی تو آب می نوشم
با شهیدان، شراب می نوشم...

دست با دشمنانِ مان دادید
خانه را هم به میهمان دادید
خائنینِ مدینه و مکّه
خوب اسلام را نشان دادید
شعر خواندم؛ شکنجه ام کردید
کودکان را، به پاسبان دادید
روزی از ما سوال خواهد شد-
به کدامین گناه جان دادید؟
به همین «برگ» ها، به «آیات» اش
به همین ها که سوخت در آتش
میوه دزدان به باغ می آیند-
دسته های کلاغ، می آیند-
ولی این جاده رو به بن بست است
جاده، با رودخانه همدست است
تا گلاویز شد؛ شب و فانوس
رودخانه، رسید اقیانوس...


نویسنده : سعیدی راد - ساعت ٥:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٤
نظرات ()    |   لینک ثابت    |   تگ میثم خالدیان و تگ مثنوی و تگ آیات القرمزی


از معنی آیه ها اگر می ترسند
از شأن نزول بیشتر می ترسند
ما تیشه به ریشه خلافت زده ایم
این است که از اسم تبر می ترسند


نویسنده : سعیدی راد - ساعت ٩:٥٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢
نظرات ()    |   لینک ثابت    |   تگ مظاهر کثیری نژاد و تگ آیات القرمزی و تگ رباعی


*این نیمایی زمانی سروده شد که خبر شهادت او را خواندم ...


ابرها سیاه

ابرها خموش

ابرها تمام بغض

منتظر نشسته ام میان بالکن

آسمان ولی دوباره دیر کرده است
 
***

در حصار قابِ آینه

تیغ صورتم

دقیق

بر رگم گیر کرده است

 

تیغ تیز صورتم چقدر می بُرد

                             چقدر می بَرد مرا

                           به چهره ی بدون ریش و ساده ام  

                                         [به کودکی]                                                       

تیغ صورتم

درست

بر رگم گیر کرده است

 

چه لحظه ی مبارکی

 

تیغ

جیغ می کشد

روی سطح زندگی

 

تیغ

دائما مرا مرور می کند مرور می کند

تیغ صورتم چقدر تیز می برد.

 

***

 

نه!

کافرم مگر؟

که مثل شاعران کافه ای

خود کشی کنم

لا اقل چند روز می شود

_مثل تو_

نماز با من است

 

***

 

ابرها خموش

ابرها سیاه پوش

منتظر

ایستاده ام میان بالکن

 

***

 

آیه های سرخ ایزدی لگد شدند

آیه های سرخ ایزدی لگد

                                   زیر پای نسل عبدود شدند

آیه های سرخ ایزدی فدای پایداری خلافت حَمَد شدند

آیه های سرخ ایزدی شهید شهوت سیاه دیو و دد شدند

آیه های سرخ ایزدی

قطره قطره

ریختند بر زمین

آسمان چرا هنوز ساکت است؟

 

***

 

بعد تو چه فرق می کند

زندگی و شاعری؟

بعد تو چه زندگی؟

کدام شاعری؟

 

مرده باد آنکه بعد تو

در هوای زندگی

شاعری کند

 

مرده باد

شاعری که بعد تو

زندگی کند

 

***

 

ابرها تمام بغض و کین

ابرها سیاه و خشمگین

آسمان نشسته های های گریه می کند.

 

ابرها قیام کرده اند

کار ظلم را تمام کرده اند


نویسنده : سعیدی راد - ساعت ٩:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢
نظرات ()    |   لینک ثابت    |   تگ حسن صنوبری و تگ آیات القرمزی و تگ سپید


نویسنده : سعیدی راد - ساعت ٩:۳٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٢
نظرات ()    |   لینک ثابت    |   تگ آیات القرمزی


ای شاعر باد و طوفان ای دختر ابر و باران
مرجان دریای بحرین ای لؤلؤ بحر ایمان

تصنیف غرای نهضت ای آیه‌ی سرخ غیرت
تصویر آزادی و خون نقاشی رنج دوران

دنبال ردّ و نشانت گشتند همسنگرانت
هر کوچه و هر خیابان در شهر میدان به میدان

نام تو از جنس نور است امسال سال ظهور است
همشیره‌ی من صبور است، سوگند بر نام قرآن

در حال اغما و زندان، باشی نباشی مهم نیست
در جوشش و در خروش است خون تو ایوان به ایوان

می‌بینمت می‌درخشی در بین میدان لؤلؤ
حبسیه‌های تو آیات طوفان به پا کرده طوفان


نویسنده : سعیدی راد - ساعت ٦:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۱
نظرات ()    |   لینک ثابت    |   تگ امیر تیموری و تگ غزل و تگ آیات القرمزی


هر چند با هزار مکافات زنده‌اند
اما هنوز اهل مناجات زنده‌اند

اعضای پیکرند خلایق ولی چه سود
گاهی فقط شبیه به اموات زنده‌اند

پیغمبری تمام بتان را شکست لیک
بتهای بدتر از هبل و لات زنده‌اند

آل خلیفه‌اند نشانی که در جهان
اصحاب آن سقیفه‌ی بد ذات زنده‌اند

با دشمنان بگو که اگر کشته هم شویم
بسیار مثل خواهرم ایات زنده‌اند

آیات یک دلیل که بعد از هزار سال
دلدادگان مادر سادات زنده‌اند


نویسنده : سعیدی راد - ساعت ٦:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۱
نظرات ()    |   لینک ثابت    |   تگ سید محمد حسینی و تگ غزل و تگ بحرین و تگ آیات القرمزی


این باغچه را خزان نخواهد فهمید

صد جنگل بیکران نخواهد فهمید

افسوس که مثل گریه ی اقیانوس

لبخند تو را جهان نخواهد فهمید!


نویسنده : سعیدی راد - ساعت ٦:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۱
نظرات ()    |   لینک ثابت    |   تگ سید محمد مهدی شفیعی و تگ رباعی و تگ آیات القرمزی


اندوه بهار از دهنت می ریزد

از شیوه ی سرخ سخنت می ریزد

آیات جهاد است که قطره قطره

بر دفترم از زخم تنت می ریزد!


نویسنده : سعیدی راد - ساعت ٦:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۱
نظرات ()    |   لینک ثابت    |   تگ سید محمد مهدی شفیعی و تگ رباعی و تگ آیات القرمزی


همدست شدند و چاه را دزدیدند

این یوسف بی پناه را دزدیدند

شب بود و به خواب رفت این بار پلنگ

یک قافله گرگ ماه را دزدیدند!


نویسنده : سعیدی راد - ساعت ٦:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۱
نظرات ()    |   لینک ثابت    |   تگ سید محمد مهدی شفیعی و تگ رباعی و تگ آیات القرمزی


مرثیه ی بی اجازه ای آورده ست

بر دوش خودش جنازه ای آورده ست

تو زنده ای و صدات در من جاریست

تاریخ دروغ تازه ای آورده ست...!


نویسنده : سعیدی راد - ساعت ٦:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۱
نظرات ()    |   لینک ثابت    |   تگ سید محمد مهدی شفیعی و تگ رباعی و تگ آیات القرمزی


*ترانه ای برای آیات القرمزی
   
   
نام تو در باران

نام تو در رنگین کمان هفت رنگ سرخ

نام تو در گلها و گلدان ها

نام تو در مرجان و مروارید دریاهاست

تو دختر آواز جاشوها

نام تو در آیات قرآن ها

این شعر را نذر صدای روشنت کردم

ای دختر بارانی طوفان

فریاد تو پیچیده در رایات

آیات یا آیات یا آیات

 ***
  نام تو خونین است مثل شعله ی یاقوت

نام تو نام دیگر زخم است

نام تو نام شمعدانی ها و شب بوهاست

نام تو نام توست

آوازخوان خوش صدای زندگی در کوفه ی اموات

آیات یا آیات

***
 من نیز گاهی مثل تو آواز می خوانم

من نیز نجوا می کنم شعر تو را با خویش

اما صدای تو صدای کشتگانی بود

که پیش از این آواز می خواندند

که بعد از این فریادشان تا هفت گردون بال می گیرد

در کربلاهایی که در امروز و فردای جهان جاری ست

من هم  هم آواز  تو هستم گاهی از اوقات

آیات یا آیات

 ***
کاری کنید ای دست های شعله ور

ای چشم های سرخ

ای کوچه های سر به زیر غرق در فریاد

ای کاخ های هفت رنگ سبز

کاری کنید ای ساربانان شب اعراب

در شط خون تنهاست

این ماهی قرمز که از تنگ سیاهی ها برون افتاد

تنهایی ما را پناهی باش

یا  قاضی الحاجات

تنهایی ما نه،

تنهایی آیات...

 ***

یا قاضی الحاجات می بینی؟

این خادمان خانه ات

این بندگان بندی خویش اند

این پای بندان به دنیا

 آل نامردی

این تیغ بندانی که بر ما آب می بندند

گرچه مسلمانند

در کافری از کافران پیش اند

آل خلیفه آه

آل سعود افسوس

آل طمع هیهات

صد مرحبا آیات...

  ***

 باران گل باریده در لؤلؤ

باران گل  باریده در لیبی

این مصر طوفانی ست

این گردباد از جانب صنعاست

صبح است در جان جهان

صبح است در بحرین

صبح است در شامات

فردا در این بیداری ناگاه

ارض فلسطین می شود میقات

آیات یا آیات یا آیات!

                                ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۰- دهلی نو


نویسنده : سعیدی راد - ساعت ٦:٠٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۱
نظرات ()    |   لینک ثابت    |   تگ علیرضا قزوه و تگ آیات القرمزی و تگ سپید


مضمون سطرهای بلندی

در گوش جهان

قرمز پریده در صورت تو را

گریه می کند

 

دو ابروی ظریف

پژواک ثانوی چشمت را

تلفیق خنجری که نمی برد

قرمز پریده در صورت تو را

گریه می کند

 

جناس موازی صدایت

سطرهای اذان تو را

قنوتی که نمی برد به اوج

قرمز پریده در صورت تو را

گریه می کند

 

در سطر آخر اسمت

متکلم مع الغیر

کارش به کجای جهان کشید

گریه کنان

قرمز پریده در صورت تو را

آه می کشد

 

آهستگی این زمزمه

در بخش عاشقانه شب

لبهایت را

آه نازنین

لبهایت را

چه گریه های قرمزی

پیش از وقوع ندبه در چراغ سحر

طی شد.

 


نویسنده : سعیدی راد - ساعت ٦:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۱
نظرات ()    |   لینک ثابت    |   تگ بهروز قزلباش و تگ آیات القرمزی و تگ سپید


نبض ماه رابگیر

آیه های سرخ را

روی سوره ی جهان بپاش

طرز تازیانه برصدا بخوان

دختری

نشتری شد و

در نخاع ظلم

رد خون کشید


نویسنده : سعیدی راد - ساعت ٦:٠۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۱
نظرات ()    |   لینک ثابت    |   تگ سودابه امینی و تگ آیات القرمزی و تگ سپید


تمام بودنت، آیات آیات

نگاه روشنت، آیات آیات

تو و درد دلت، بحرین بحرین

تو و زخم تنت، آیات آیات


نویسنده : سعیدی راد - ساعت ٦:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۱
نظرات ()    |   لینک ثابت    |   تگ سید حبیب نظاری و تگ دوبیتی و تگ آیات القرمزی


نگاهت، شوق چشم اندازها بود

دو بالت حرمت پروازها بود

چه آیات قشنگی خواندی، انگار

گلویت چشمه‌ی آوازها بود


نویسنده : سعیدی راد - ساعت ٦:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۱
نظرات ()    |   لینک ثابت    |   تگ سید حبیب نظاری و تگ دوبیتی و تگ آیات القرمزی


تقدیم به خواهر مظلومم آیات حسن یوسف القرمزی

حسن یوسف

سر سبزی نوبهار اینجا مرده ست

چون خاطر شاخه برگ ها آزرده ست

گل ها ز تاسف سرشان پایین است

در باغچه حسن یوسفم پژمرده ست


نویسنده : سعیدی راد - ساعت ۱:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۱
نظرات ()    |   لینک ثابت    |   تگ پیمان طالبی و تگ رباعی و تگ آیات القرمزی


هشدار

گیرم منش خلیفه می سوزاند

همچون روش سقیفه می سوزاند

اما اگر آیات خدا شعله کشد

هر آیه ی این صحیفه می سوزاند!


نویسنده : سعیدی راد - ساعت ۱:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۱
نظرات ()    |   لینک ثابت    |   تگ پیمان طالبی و تگ رباعی و تگ آیات القرمزی


ساکت

در کوچه زدند مادرم را ... ساکت!

دیدید غم برادرم را ... ساکت!

امروز دگر سکوت ما جایز نیست

کردند شکنجه خواهرم را ...


نویسنده : سعیدی راد - ساعت ۱:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۱
نظرات ()    |   لینک ثابت    |   تگ پیمان طالبی و تگ رباعی و تگ آیات القرمزی


تقدیم به روان پاک شهید آیات القرمزی
نام غزل:
یک دختر از سمت ِ خدا تکثیر شد تا......


یک دختر از جنس ِ غزل تکثیر میشد
با یک ردیفِ سخت در یک دفترِ سرخ

با لهجه ی آبی ترین بال ِ کبوتر
پرواز میشد آسمان را ، با پر ِ سرخ


تکبیر میشد رقص ِ خونرنگ ِ اَذان را
وقتی خدا در نغمه ها یش نقش می بست

هم لهجه ی محراب ، در یک سجده ی سبز
قَدقامتش شمشیر میشد ، دختر ِ سرخ


در دفتر ِ تاریخ ، باید ثبت می کرد
با جوهرِ ِ دریای قرمز ، یک غزل عشق

از جنس ِ طوفان ِ قلم بود و خروشان
در واژه هایش ،دختری در سنگر ِ سرخ



باران شد و فریاد زد شعر ِ عطش را
تا قطره قطره ترجمان ِ درد باشد

تا چشمه باشد ، رود باشد یا فراتر
تفسیر ِ اقیانوس باشد ، باور ِ سرخ



حالا میان ِ ماست با لحنی صمیمی
در سایت ها ،در روزنامه، در خبرها

یک دختر از سمت ِ خدا تکثیر شد تا
در ذهن ِ ما جاری بماند کوثری سرخ 

کردستان-شهرستان بیجار


نویسنده : سعیدی راد - ساعت ۱:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۱
نظرات ()    |   لینک ثابت    |   تگ اکرم بهرامچی و تگ غزل و تگ آیات القرمزی


هر چند پشت قافیه در سوگ تو خم است
آیات آتشین کلام تو محکم است
آیینۀ تو شعر تو، شعر تو خون تو است
خون تو نقطه ای ز کتاب محرم است
در های و هوی پوچ نداهای گنگ و گول
بهر صدای پر هیجان تو جا کم است
پشت طلسم شعبده، دنیا تو را ندید
این بی نشانی تو نشانی ز فاطمه است
پیش خلیفه سودۀ حیدر ستوده ای
در دادگاه شعر تو هیزم فراهم است
سوداگران نام حقوق بشر به نفت!
این شوق دست و پا زده در خون هم آدم است
این سیب سرخ سر به صلیب، ای صلیب سرخ!
دخت فصیح مام مسیحاست، مریم است
آه، ای کلیددار حرم، شرم بر تو باد!
این حرمت شکسته، تن پاک زمزم است
قربانیان غربت این رستخیز عام
نذر قیام حضرت موعود اعظم است
شبنم صفت، مقدمۀ صبح می شود
در این مصاف، خون تو خط مقدم است
باز انقلاب کرده به پا روضۀ حسین
«باز این چه شورش است که در خلق عالم است»...


نویسنده : سعیدی راد - ساعت ۱:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۱
نظرات ()    |   لینک ثابت    |   تگ سید حسین شهرستانی و تگ غزل و تگ آیات القرمزی


برای "آیات القرمزی " و همه ی بانوان بحرینی


با خون دل آغشته کن پیراهن ات را

زینت بده!با زخم ها جان و تن ات را


شمشیر را بردار و با رقصیدن خویش...

عاشق بکن کل سپاه دشمن ات را


ای شهرزاد قصه ی دیو و پری ها!

در خواب هایم دیده ام دل بردن ات را

*

همراه صد ها آسمان گنجشک عاشق...

دادی به دست آسمان روح تن ات را


معلوم شد از زخم این شعر "سیدم" ام

تقسیم کردی با غزل پژمردن ات را

*

"آل خلیفه" لکه ی ننگ ...زمین بود

از لوث آن ها پاک کردی" میهن" ات را
بهار 1390


نویسنده : سعیدی راد - ساعت ۱:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/۱
نظرات ()    |   لینک ثابت    |   تگ محمد شکری فرد و تگ غزل و تگ آیات القرمزی


برای خواهرم آیات القرمزی:

 هر چند با هزار مکافات زنده اند

اما هنوز اهل مناجات زنده اند

 اعضای پیکرند خلایق ولی چه سود

گاهی فقط شبیه به اموات زنده اند

 پیغمبری تمام بتان را شکست لیک

بتهای بدتر از هبل و لات زنده اند

 ال خلیفه اند نشانی که در جهان

اصحاب ان سقیفه ی بد ذات زنده اند

 با دشمنان بگو که اگر کشته هم شویم

بسیار مثل خواهرم ایات زنده اند

 ایات یک دلیل که بعد از هزار سال

دلدادگان مادر سادات زنده اند


نویسنده : سعیدی راد - ساعت ٦:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢۸
نظرات ()    |   لینک ثابت    |   تگ سید محمد حسینی و تگ غزل و تگ آیات القرمزی


دارد تمام می شود این روزهای دیر

در ازدحام خسته بودن بدون عشق

 حالا به جوش آمده بعد از هزار سال

در مویه های موی رگ شهر خون عشق

 آری به جوش آمده در شهر غلغله ست

انگار کینه های کهن جان گرفته اند

 آن بغض های زخمی و آن سینه های تنگ

امروز رنگ و بوی خیابان گرفته اند

 از خاک شهر لاله قرمز دمیده است

از بام شهر کرکس و کفتار می چکد

 از چشم های دخترکان یتیم شهر

هرشب هزار لؤلؤ تبدار می چکد

 باید خلیج فارس از این داغ جانگداز

هی ماهیان مرده به دنیا بیاورد

 باید جزیره از تب این درد لاعلاج

خون های خورده را همه بالا بیاورد

 می دانم ای حماسه ترین شهر، زخم هات

هی تازه می شوند و دلت ریش می شود

 پای غریبه وا شده در کوچه های تو

هر روز خانه های تو تفتیش می شود

 آیات سرخ باغ تو اما نمرده اند

یک یک جوانه های تو تکثیر می شوند

 دستان کودکانه شان مشت آهنین

خون گریه هایشان گل تکبیر می شوند
 ***
 از عشق گفتم اول این شعر یادم است

گفتم تمام می شود این روزهای بیم

 این فصل ها نوید بهارند صبر کن

"ما در پیاله عکس رخ یار دیده ام"


نویسنده : سعیدی راد - ساعت ٦:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢۸
نظرات ()    |   لینک ثابت    |   تگ حسین فروزنده و تگ چهار پاره و تگ آیات القرمزی


فریاد زدی حماسه‌ها را آیات!

از نای درون خود خدا را آیات!

امروز دل شکسته همسایه‌ی توست

برخیز دوباره آشکارا آیات!


نویسنده : سعیدی راد - ساعت ٦:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢۸
نظرات ()    |   لینک ثابت    |   تگ مصطفی کارگر و تگ رباعی و تگ آیات القرمزی


آیات خدا مگر تمامی دارد

بغض از تو فقط هرچه حرامی دارد

رفتار تو در برابر استکبار

چون پهلوی فاطمه پیامی دارد


نویسنده : سعیدی راد - ساعت ٦:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢۸
نظرات ()    |   لینک ثابت    |   تگ مصطفی کارگر و تگ رباعی و تگ آیات القرمزی


سودای نگاه سرزمینت درد است

رنگ رخ ماه آتشینت زرد است

در معرکه‌ای که شور شیطان جاری‌ست

هرکس که دعایت نکند نامرد است


نویسنده : سعیدی راد - ساعت ٦:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢۸
نظرات ()    |   لینک ثابت    |   تگ مصطفی کارگر و تگ رباعی و تگ آیات القرمزی


در خاک ز شعر، لاله می‌کارد باز
بغضی که نمرد و تازگی دارد باز
آیات زمین به آسمان رفت، ولی
آیات خدا ز عرش می‌بارد باز


نویسنده : سعیدی راد - ساعت ٦:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢۸
نظرات ()    |   لینک ثابت    |   تگ داوود صلاحی و تگ رباعی و تگ آیات القرمزی


بیدار شو ای شکوه بیداری ما!
آیات سجود تا ابد جاری ما!
در نزد امام جور، حق را گفتی
ای راز هزار سال دینداری ما!


نویسنده : سعیدی راد - ساعت ٩:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٧
نظرات ()    |   لینک ثابت    |   تگ داوود صلاحی و تگ آیات القرمزی و تگ رباعی


برخیز و ببین که ما پر از ماه شدیم
وقتی که به عمق شعرت آگاه شدیم
هرگاه که شیعه می‌فتد می‌روید
گویی که عزیز مصر از چاه شدیم


نویسنده : سعیدی راد - ساعت ٩:۱٦ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٧
نظرات ()    |   لینک ثابت    |   تگ داوود صلاحی و تگ رباعی و تگ آیات القرمزی


هنگام نزول ...، نه، صعودت آیات!
آمد به دلم که ما و ذلت؟ ... هیهات!
یک چشمه گریستم برایت، ای رود!
یک سوره به آیه‌های نامت صلوات!


نویسنده : سعیدی راد - ساعت ٩:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٧
نظرات ()    |   لینک ثابت    |   تگ داوود صلاحی و تگ رباعی و تگ آیات القرمزی


فلک به کام من انگار رام ناشدنی‌است
حدیث غربت شیعه تمام ناشدنی‌است

نمی‌کنم گله، اما چنان ترک برداشت
که جام صبر دگرباره جام ناشدنی‌است

نه صبر کم، که مصیبت چنان اسفبار است
که کربلا هم از این حیث، شام ناشدنی‌است

بیان روشن آیات و باز هم ابلیس
و شعر شیعه که تیغی نیام ناشدنی‌است

میان مردن و ذلت مرا مخیر کن
سپس ببین که برایم کدام ناشدنی‌است!

ز جام شهد شهادت مرا بنوشانید!
که حکم شیعه بر این می، حرام ناشدنی‌است

سلام ما ز ازل بر تو تا ابد! هرچند
ادای حق تو با این سلام ناشدنی‌است


نویسنده : سعیدی راد - ساعت ٩:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٧
نظرات ()    |   لینک ثابت    |   تگ داوود صلاحی و تگ غزل و تگ آیات القرمزی و تگ بحرین


مرثیه ای برای خواهرم آیات

و گناه خواهرم این بود

که آیات خدا را تلاوت می کرد

و آدمی را تنها خلیفه ی زمین می دانست

نه خلیفه را تنها آدم زمین!

گناه خواهرم این بود

که آیات خدا را تفسیر می کرد

و می گفت هر گردی، گردو نیست

و خلیفه گِرد بود!

گناه خواهرم این بود

که شعر می گفت

و فکر می کرد آل خلیفه

هم قافیه ی آل سقیفه است

گناه خواهرم این بود

که در شب شادی شاه

بیرق سیاه عزا بر سرداشت

به سوگ چادر خاکی مادر ...

گناه خواهرم این بود

که غزالِ غزل سُرای حرم سَرا نشد

شاعر خیابانی بود

و خفاش شب منامه را به سخره می گرفت!

گناه خواهرم این بود

که خون سرخی داشت

خوراک خیک خوفناک خوک خبیث آل خلیفه...


نویسنده : سعیدی راد - ساعت ٩:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٧
نظرات ()    |   لینک ثابت    |   تگ محمد باقر مفیدی کیا و تگ آیات القرمزی و تگ سپید


شاعر هنگام سرودن این شعر گمان می کرده خانم آیات القرمزی به شهادت رسیده اند:

آیات خدا غرقه به خون گشته شهید 

ای وای اگر به خون او پای نهید  

امروز که بحرین صف کرب و بلاست 

مائیم که دشمنیم با آل یزید


نویسنده : سعیدی راد - ساعت ٩:۱۱ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٧
نظرات ()    |   لینک ثابت    |   تگ سید علیرضا شجاع و تگ رباعی و تگ آیات القرمزی


برای آیات القرمزی شاعره بحرینی که بحمدا... زنده است
 
بخوان اینک بخوان شعر تو آه است
نبود تو بر این حرفم گواه است

بخوان در این شب تاریک، هیهات
که روشنگر به شبها نور ماه است

بخوان شاعر که کاخ ظلم لرزید
تو شعرت نغمه های خیمه گاه است

بخوان "والعصر" و "فتح" و "نصر" و "کوثر" 
بخوان این سوره های قتلگاه است

بخوان این طایفه گیراست آهش*
گمان کردند شیعه بی پناه است

که گر فرمان دهد مولای خوبان
هزاران جان به کف در این سپاه است

بخوان این واژه ها شمشیر عشقند
بخوان شاعر بخوان شعر تو آه است


حمیدرضا برقعی: "آه این طایفه گیراست بترسید از آن"


نویسنده : سعیدی راد - ساعت ٩:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٧
نظرات ()    |   لینک ثابت    |   تگ سید علیرضا شجاع و تگ غزل و تگ آیات القرمزی


حالا که نماد ظلم بارز شده است

شیخ از تفسیر آیه عاجز شده است

دیگر آبی شدن چه معنا دارد

وقتی که خلیج فارس قرمز شده است


نویسنده : سعیدی راد - ساعت ٩:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٧
نظرات ()    |   لینک ثابت    |   تگ مظاهر کثیری نژاد و تگ رباعی و تگ آیات القرمزی


این حق توست حق غزل گفتن از بهار
شب خوانی مکاشفه ای روشن از بهار

وقتی که شهر در قرق زرد گرگ بود
می خواستی اجازه ی گل چیدن از بهار؟!

با دست بسته، دستخوش تازیانه ای
ننویس خواهرم پس از این اصلن از بهار !

خواهر! تمام باغ لگد کوب تانک هاست
خواهر! کفن بدوز نخ و سوزن از بهار!

شلاق، حکم وحشی آل یزیدهاست
این وحشت همیشه ی اهریمن از بهار

از دور دست تپه ی زیتون می آوری
شعری شبیه وسعت یک خرمن از بهار

در شهر، روی دست تو تقسیم می شود
زنبیل های پونه و آویشن از بهار

از پشت آن دریچه ی مسدود گوش کن
در کوچه ها ترنم مردوزن از بهار

تا خواب« یک ستاره ی قرمز» نوشته ای
فانوس های یخ زده شد روشن از بهار

***
ای آیه ی شهید رسولان غزل بخوان
در بحر خون خوش است تتن تن تن از بهار

می خواهم از شما بنویسم اگر چه دیر
گسترده شد قلمرو چشم من از بهار


نویسنده : سعیدی راد - ساعت ٩:٠٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٧
نظرات ()    |   لینک ثابت    |   تگ محمد حسین انصاری نژاد و تگ غزل و تگ آیات القرمزی


برای خواهرم آیات القرمزی

هر چند با هزار مکافات زنده اند
اما هنوز اهل مناجات زنده اند

اعضای پیکرند خلایق ولی چه سود
گاهی فقط شبیه به اموات زنده اند

پیغمبری تمام بتان را شکست لیک
بتهای بدتر از هبل و لات زنده اند

ال خلیفه اند نشانی که در جهان
اصحاب ان سقیفه ی بد ذات زنده اند

با دشمنان بگو که اگر کشته هم شویم
بسیار مثل خواهرم ایات زنده اند

ایات یک دلیل که بعد از هزار سال
دلدادگان مادر سادات زنده اند


نویسنده : سعیدی راد - ساعت ۱:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٦
نظرات ()    |   لینک ثابت    |   تگ سید محمد حسینی و تگ آیات القرمزی و تگ غزل


برای آیات القرمزی


تو باید فدا شوی

تا آل خلیفه

با آل سعود،

با شیاطین مو بور چشم آبی

همچنان سر یک میز بنشیند

قمار کند

و ببازد ناموسش را.

تا شیخ زاده بحرینی

با سرباز آمریکایی فرار کند.

تا شیخ ها ی شکم باره

به مهمانی شیطان دعوت شوند

و بنوشند و بنوشند.

خودت بگو

اگر سرت بریده نشود

پیک های باراک، سارکوزی، مرکل، حمد و آل سعود

چگونه پر شود؟

با خون چه کسی؟

و مزه ی عرقشان

پاره ی تن چه کسی باشد جز تو؟

جز من؟

_که روزه سکوت گرفته ام _

اما تو

درست را از زینب گرفته بودی

و مشقت شعر بلیغت بود

چه فصیح خواندی

و تنت پر شد از نشان های شجاعت

از زخم های هزار ساله

 و من همچنان به مصلحت فکر می کنم

و من همچنان روزه سکوت گرفته ام.

اما تو...

* کله تو گویش ما به معنای سر به کار می ره.  


نویسنده : سعیدی راد - ساعت ۱:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٦
نظرات ()    |   لینک ثابت    |   تگ حسین رضایی و تگ آیات القرمزی و تگ سپید


شاعر نبوده ام و نیستم. ادعایش را هم ندارم. طبع شعر هم ندارم و نه حتی "اهل کاشانم" و نه حتی تر "سر سوزن ذوقی" دارم. عروض و قافیه نمی شناسم و اگر هم بدانم پایبند آن نیستم. این چند پاره خط را هم برای خواهر شهیدی گفته ام که ذکر مصائبش خواب از چشمانم ربوده. اگر نمی گفتم از شدت نگفتن خفه می شدم:


گاهی میان حزن و بغض نمی توان گریست

گاهی میان بهت و زخم نمی شود شکست

گاهی میان قطره قطره ریزان اشک و شرم

افسانه جنون و خشم را نمی توان سرود

 

گاهی نفس بی رمق آمد و شد است

گاهی تمام آرزوی ت بی خبر شدن

گاهی نفس از غم بی شرمی عدو

خجلان ز سر کشی از کالبد تن است

 

اف بر ما و منی کز سکوت مان

خنجر به شرف می کشد آن نطفه خبیث

اف بر شیعه زاده همنشین شیخ

اف بر پول سیاه و سکوت پلید نفت

 

آیا شود که شیشه صبر علی (ع)

لبریز غیرت شده از خشم بشکند؟

آیا شود به تقاص نجاست سعود

--آن گرگ زادگان آل یهود--

دشداشه های سفید و مرقع و کبود

از خون پلیدی سرخ رنگ شود؟

 

نه، ما بنده صلاح و دولت و وزارتیم

نه، ما در بند ریاست، غلام سیاستیم

نه، ما شیعه زاده همراه شیخ و شاه

نه، ما شیعه زاده اهل سلامتیم!

 

ما اهل گفتگو، اهل مذاکره،

ما اهل دعوت از یزید اردنیم

ما اهل منطق و اهل مصالحه

ما اهل مصلحت، اهل اخوتیم

 

ما دست با دخترکان خوب روی غرب

از باب زهد و تشرع نمی دهیم

افسوس دست محبت به جای آن

با عین نجاسات داده ایم!

 

ما مدعی، ما ذاکر نام امام مان

ما جمعه به جمعه دعا است کارمان

ما اهل اشک و ناله و فریاد الفرج

ما خالی عزمیم، الفرج!

 

ما اهل جشن سپندار و عیش و رقص و ناز

ما اهل کوفه ایران و داریوش

ما مست خاطرات شهنشهی

ما بنده شاهیم در خفی

 

ما را فخر و مباهات کوروش است

ما را نسب به سیاوش، به رستم است

ما را چه به "آیات القرمزی"؟

ما را چه به بحرین و رافضی؟

 

ما خسته از نام حسین و علی و فاطمه

ما خسته تر از یاد شهادتیم

ما خسته ز برخورد سخت و جنگ و دود

ما خسته تر از آرمان و امام امتیم

 

غیرت کجاست؟ رفت در پی نقد پول نفت

ناموس چیست؟ رفت به حراج گفتگو

مردی کجاست؟ رفت در آغوش داریوش

اندوه چیست؟ رفت در پی جشن و شام و دف

 

چوب حراج بر شرف و غیرتم زدند

آن دم که سیاست شده است دین مان

وقتی که نه سیاست دیانت است

آن دم که سیاسی شده است مرام مان


نویسنده : سعیدی راد - ساعت ۱:٢۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٦
نظرات ()    |   لینک ثابت    |   تگ مهدی حسنوند و تگ چهار پاره و تگ آیات القرمزی


برای آیات القرمزی

 


دارد تمام می شود این روزهای دیر

در ازدحام خسته بودن بدون عشق

حالا به جوش آمده بعد از هزار سال

در مویه های موی رگ شهر خون عشق


آری به جوش آمده در شهر غلغله ست

انگار کینه های کهن جان گرفته اند

آن بغض های زخمی و آن سینه های تنگ

امروز رنگ و بوی خیابان خیابان گرفته اند


از خاک شهر لاله قرمز دیده است

از بام شهر کرکس و کفتار می چکد

از چشم های دخترکان یتیم شهر

هرشب هزار لؤلؤ تبدار می چکد


باید خلیج از غم ین داغ جانگداز

هی ماهیان مرده به دنیا بیاورد

باید جزیره از تب این درد لاعلاج

خون های خورده را همه بالا بیاورد



می دانم ای حماسه ترین شهر، زخم هات

هی تازه می شوند و دلت ریش می شود

پای غریبه وا شده در کوچه های تو

هر روز خانه های تو تفتیش می شود


آیات سرخ باغ تو اما نمرده اند

یک یک جوانه های تو تکثیر می شوند

دستان کودکانه شان مشت آهنین

خون گریه هایشان همه تکبیر می شوند



از عشق گفتم اول این شعر یادم است

گفتم تمام می شود این روزهای بیم

این فصل ها نوید بهارند صبر کن

" ما در پیاله عکس رخ یار دیده ام"


نویسنده : سعیدی راد - ساعت ۱:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٦
نظرات ()    |   لینک ثابت    |   تگ حسین فروزنده و تگ چهار پاره و تگ آیات القرمزی


به: آیات القرمزی
 
یا معاصر ها نمی فهمند وحشت خانه چیست
یا حرامی ها نمی دانند صاحب خانه کیست


می شود وحشی شد و بال پرستو را شکست
می شود بدتر از آن... دید و بدون غصه زیست


دختر شاعر فقط بغضی ست در این همهمه
حاصل این جوّ پرُ لالی همین بی حاصلیست


آه زندان. آه ضربه... نه فقط این درد نیست
باید از درد سکوت و بی مددکاری گریست


هرگز از آهن نیاید ضربتی همچون سخن
زخمت از تن میرود . شعر تو اما ماندنیست


مصحف و دیباچه ی بحرین از آیات پُر
این سرا از ردّ خون فاطمیون گلشنیست


نویسنده : سعیدی راد - ساعت ۱:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٦
نظرات ()    |   لینک ثابت    |   تگ سید علی رکن الدین و تگ غزل و تگ آیات القرمزی


نکته: شاعر هنگام سرودن این شعر گمان می کرده خانم آیات القرمزی به شهادت رسیده است.

برای ایات القرمزی  

آیات خدا غرقه به خون گشته شهید 

ای وای اگر به خون او پای نهید  

امروز که بحرین صف کرب و بلاست 

مائیم که دشمنیم با آل یزید


نویسنده : سعیدی راد - ساعت ۱:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٦
نظرات ()    |   لینک ثابت    |   تگ سید علیرضا شجاع و تگ رباعی و تگ آیات القرمزی


 به خواهرم آیات
شهر آن روز که در خشکی خود جان می­داد
خواهرم شعر تری داشت که ارزان می­داد

سرخ در فخر بلند است، به قرمز بزنید
یاد باد آن­که دلم بوی دبستان می­داد

خواهرم قرمز تند است چو خون شهدا
خواهرم رنگ به گل­های گلستان می­داد

جای دارد که دهد تن به نماز آیات
شیخ بحرین که از بیم دمش جان می­داد

خواهرم یک دو سه آیه نه، پر از آیات است
خواهرم درس به آفاق چو قرآن می­داد

جلوه­ی زینب کبراست به قدر مویی
شرح این جمع چو با موی پریشان می­داد

سرخ در قرمزی خواهر من چیزی نیست
لاله را خواهر من راه به بستان می­داد

شعر با خواهر من چون مرج البحرین است
بحر در بحر به بحرین بهاران می­داد

او نمرده است، الهی که بسوزد دشمن
او نمرده است به بحرین اگر جان می­داد

خواهرم! قرمزی خون دلت زرد مباد
آری آن خون که ظفر دست مسلمان می­داد


نویسنده : سعیدی راد - ساعت ۱:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٦
نظرات ()    |   لینک ثابت    |   تگ محمد سهرابی و تگ غزل و تگ آیات القرمزی


برای آیات القرمزی و همه ی خواهران مبارز بحرینی ام که در آزادگی و شهامت اقتدا
کردند به حضرت زینب سلام الله علیها


 شعری بخوان که کاخ ستم را تکان دهی
باید خروش زینبی‌ات را نشان دهی

این فربه‌ی فریب به منبر نشسته را
جا در خور چریدن بوزینگان دهی

بر این شغال زرد و سگ هار بیش از این
ای زخم گر گرفته! نباید امان دهی

آیات خشم! اوج بگیر آنچنان که باز
بر شانه‌های هیبت دنیا اذان دهی

در نینوای عشق، بخوان شعر تازه‌ای
تا در رکاب حضرت معشوق جان دهی

بابد دوباره کاخ سیاه یزید را
با خطبه‌های روشن زینب تکان دهی


نویسنده : سعیدی راد - ساعت ٤:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٥
نظرات ()    |   لینک ثابت    |   تگ راضیه رجایی و تگ غزل و تگ آیات القرمزی


نام من آیات است

 

این آیه‌ها که برزبان تو جاری‌ست
نه فریاد خشم است
نه شعر سکوت
لختی غیرت
لختی اشک
مادر! این‌همه رنج از درد زاده شدن است؟
از سودای شیعه ماندن؟
از زبان سرخی است که بر نیزه اذان گفت؟
مادر! این سرزمین نامش کربلاست ..؟
بحرین، مدینه ثانی
در پیاده‌روهای سنگ‌فرش ات
رودی از اشک مادرم جاری است
اُف بر تو...
در کوچه‌های تو، زهرا دوباره سیلی خورد
در کوچه‌های ات آفتابی بود که تیره شد
اذا الشمس کوّرت....
آه
ماه‌پاره برادرم،
دو تکه گشت
انشقت‌القمر... [۱]
بحرین ِ هرروز کربلا،
برای سربُریدن شیعه
به بهانه آب احتیاجی نیست
این رنج دختران شیعه است
بی‌برادر، بی‌همسر ، بی‌پدر ، یا ولدی ...
هنوز هم مظلومیت دخترانِ شیعه
از فاطمه تا زینب...
از زینب تا رقیه...
از رقیه تا آیات ... [۲]
آه شیخ...[۳]
من شعر را بستر خود ساخته‌ام
به جای خاک گور...
غزلی عاشقانه گفته‌ام،
برای سنگ مزارم...
حتی اگر گمنام بمیرم...
یا مانند مادرم بدون مزار... [۴]
آه شیخ
در میدان “اللولوء”،
که مانند خانه مادرم با خاک یکسانش کردی...
در عظمتت شعری سروده‌ام...!

و هجوی طنزگونه نثار تو کرده‌ام...
برای روزی که تاریخ تو را جستجو می‌کند،
در کتابچه سرگذشتش
یا حتی در گوگل...
شعر من تورا لگدمال خواهد کرد
حتی وقتی زیر شکنجه دژخیمانت
قصیده‌ای میخوانم برای آزادی
غزلی برای سرخ مردن
نام من آیات است...

ای ملعون ...
منامه،
مسجد‌النبی زیاد دارد[۵]
و فاطمه .. که نام تمام مادران من است...
و عشقی که، زمین بخورد و سیلی...
و باز برخیزد و باز سیلی...
و باز هم حکایت در و دیوار...
در کوچه‌های امروز تو
می‌شود باطوم، می‌شود شکنجه، می‌شود شلاق
می‌شود تن پاره و سوخته من
اما هنوز من هستم...


به خلیج فارس...
به پایگاه ناوگان پنجم آمریکا
به سرزمین ۸۵ درصدی من[۶]
خوش آمدید
برادران سعودی
میراث‌خوران خلیفه ثانی
برادران عزیزِ قنفض[۷] و شمر
من قربانی‌ام
اگرچه دخترم، اما
اسماعیلم برای قربانگاه شما
بحرین،...

 



[۱] اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَانشَقَّ الْقَمَرُ، قیامت نزدیک شد و ماه از هم شکافت... ‏!
[۲] "آیات حسن یوسف القرمزی"، شاعره مبارز بحرینی که بدست جلادان سعودی ربوده شد
[۳] شیخ حمد بن عیسی آل خلیفه، دیکتاتور سفاک و پادشاه دست نشانده سعودی ها در بحرین
[۴] اشاره به قبر گمنام حضرت زهرا(س) و مفقود الاثر بودن آیات القرمزی
[۵] طبق گزارش خبرگزاری ها حداقل ۵۰ حسینیه و مسجد توسط نیروهای وهابی در بحرین تخریب شده است.
[۶] جمعیت شیعیان در بحرین اکثریت ۸۵ درصدی است. و سنی مذهب ها عمدتا از عربستان،پاکستان و کشورهای دیگر به این سرزمین آورده شده اند
[۷] ضارب ملعون حضرت زهرا (س)


نویسنده : سعیدی راد - ساعت ٤:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٥
نظرات ()    |   لینک ثابت    |   تگ سها صدر شریف و تگ آیات القرمزی و تگ سپید


طرحی برای آیات

 

بالهایش را

شکستند!

 

لبهایش را

دوختند!

 

از دریچه چشمانش امروز

خدا 

فریاد میزد !!!


نویسنده : سعیدی راد - ساعت ٤:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٥
نظرات ()    |   لینک ثابت    |   تگ رضا قنواتی و تگ آیات القرمزی و تگ سپید


تقدیمش میکنم به زهرای مرضیه(س) و دختر دربندش: آیات القرمزی

از ابتدا تا قیامت،اسلام مدیون زهراست
اسلام نه ،آفرینش ،عمری ست ممنون زهراست

نصف جهان وامدارِفریاد خاموش حیدر
آن نیمه ی دیگرش نیز، همواره مرهون زهراست

از دین و آئین احـمد، مانده اگر آب و رنگی
از اشک چشمان بانوست،از رخت گلگون زهراست

دیروز اهل سقیفه ،امروز آل خلیفه
فرقی نکرده ست دشمن،این حرفِ اکنون زهراست

آتش همــان آتش ست و ٬سیلی همان ضرب سیلی
همشیره!طاقت بیاور...این صبر،قانون زهراست

در سینه ای که علی هست،زخم و جراحت طبیعی ست
خون تو آیات آیا ، قرمز تر از خون زهراست؟


نویسنده : سعیدی راد - ساعت ٤:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٥
نظرات ()    |   لینک ثابت    |   تگ محسن رضوانی و تگ آیات القرمزی و تگ غزل


چند روز پیش...
پیش پای آیه ی "و یسفک الدماء "
در حضور جمله ی فرشتگان،
جبرئیل
از کتاب آفرینش خدا
استخاره ای گرفت و صفحه ای گشود
استخاره ای که پاسخش
خواهرم!
آیه های قرمز تن تو بود

از حماسه ای که آفریده ای
از آنچه که سروده ای
واضح است
شهرزاد قصه گوی شاه نیستی
ندیمه ی حرمسرا،
شاعر اجاره ای نبوده ای

پس قوی بمان
خواب را بر یزیدیان حرام کن
سیلی خلیفه را به جان بخر
منتها
بر خرابه های مسجد محله ات
نعره سر بده
غزل بخوان
مایه ی شکنجه ی بنی امیه باش
رقیه باش


نویسنده : سعیدی راد - ساعت ٤:۳٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٥
نظرات ()    |   لینک ثابت    |   تگ محسن رضوانی و تگ آیات القرمزی و تگ سپید


*تقدیم به روح دریایی خواهرم آیات


افتاده است لرزه به افکار کاخ‌ها

ترسیده است چشم ستمکار کاخ‌ها



شاعر! بخوان که فصل غزل‌خوانی ات رسید

دیگر بس است رونق اخبار کاخ‌ها



از واژه‌های شعله‌ورت سخت می‌رمند

دشداشه‌های نفتی و بودار کاخ‌ها



خلخال‌های گمشدة صد زن غریب

آویخته است از در و دیوار کاخ‌ها



از آیه‌های محکمی و دیدنی شده است

صبح تلاوت تو و انکار کاخ‌ها



شاعر بخوان و بر صله‌ات افتخار کن

پهلوی توست زخمی مسمار کاخ‌ها



وقتش رسیده چشم بدوزی به جاده‌ها

گویی سواری از پس آوار کاخ‌ها...


نویسنده : سعیدی راد - ساعت ٤:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٥
نظرات ()    |   لینک ثابت    |   تگ محمد رضا وحید زاده و تگ غزل و تگ آیات القرمزی


*به حماسه ی سیلی خورده ی خواهرم آیات


ای شاعر باد و طوفان ای دختر ابر و باران

مرجان دریای بحرین ای لؤلؤ بحر ایمان



تصنیف موزون نهضت ای آیه ی سرخ غیرت

تصویر آزادی و خون نقاشی "رنج دوران"



دنبال ردّ و نشانت گشتند همسنگرانت

هر کوچه و هر خیابان در شهر میدان به میدان



مردان آل خلیفه فرزندهای سقیفه

آیات پاک و عفیفه... گل بین چنگال حیوان



قدری تحمل کن آیات، ای دختر امّ سادات

هیهات هیهات هیهات آرام باش ای مسلمان



نام تو از جنس نور است امسال سال ظهور است

همشیره ی من صبور است، آیات خونین قرآن



در حال اغما و زندان، باشی نباشی مهم نیست

در جوشش و در خروش است خون تو ایوان به ایوان


نویسنده : سعیدی راد - ساعت ٤:۳٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٥
نظرات ()    |   لینک ثابت    |   تگ امیر تیموری و تگ غزل و تگ آیات القرمزی


*تقدیم به آیات القرمزی ، شاعره بحرینی

که امیدوارم خبر شهادتش دروغ باشد.

 

دو:(حرفم سرجاشه)

اگر چه نیستم اما

هنوز حرفم سر جاشه

بمیرم بهتر از اینه

که پیشت قامتم تاشه

اگرچه نیستم اما

هنوزم مرد میدونم

با فریاد برادرهام

هنوز شعرامو میخونم

بخواهی یا نه این دفعه

ته قصه نمیخندی

تو قبری خاک میشی که

با دستای خودت کندی

بخواهی یا نه این خونها

گریبونتو میگیره

با دستای برادرهام

میاد جونتو میگیره

...

اگرچه نیستی اما

هنوز یاد تو اینجا هست

هنوز دستت تو دستامه

اگرچه رفته ای از دست 


نویسنده : سعیدی راد - ساعت ٤:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٥
نظرات ()    |   لینک ثابت    |   تگ محمد توکلی و تگ ترانه و تگ آیات القرمزی


همین سه شنبه که می آید

*برای آیات القرمزی شاعر بحرینی که جواب گلوله را با شعر داد

تازه از این قصه و بهار که بگذریم
چشم در چشم تو می دوزم و می گویم:
دیدی چه رفت ...
حکایت همان می شود که در گوش برگ
آفتاب به باران گفت :
بگذار روشن تر بگویمت
پوست من از جنس سنگ نیست
که بر آن تازیانه می کشی
مگر نه از د هان من جز دوست داشتن و
از نگاه من جزعشق ؛ چیز دیگری دیده باشی
حالا هی بگو این قرار های سه شنبه برای چه بوده است ؟
یادت باشد آخرین سه شنبه ای که سر قرار نیامدی
دوشاخه گل به باد دادم
نمی دانستم باد دل به دریا می دهد
و مرا فراموش می کند
تا سه شنبه ای دیگر چند پیراهن با تو فاصله دارم
تا نم اشکی که از گوشه چشمت دیدم
شوق دوباره بودن را در من جوانه بزند
حالا هی بگو آن پاسبان که کنار خیابان ایستاده ما را نگاه می کند
من که سال هاست
یکی از شاخه گل ها ی را که قرار بود به تو بدهم
به همان پاسبان داده ام
نمی بینی چقدر او عاشقانه تفنگش را می بوسد
تا گلوله ی از آن شلیک نشود
قرار مان همین سه شنبه که می آید
راستی گل یادت نرود.


نویسنده : سعیدی راد - ساعت ٤:٢٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٥
نظرات ()    |   لینک ثابت    |   تگ عبدالرضا شهبازی و تگ آیات القرمزی و تگ سپید


      *  آیات                       

 

                 برای"آیه"ی خون گرفته بحرین"آیات القرمزی"

 

 

    آیات !    آیات !

 

     ای کاش

 

     گلوله ای بودم

 

     خمپاره ای خشمگین

 

     موشکی ویرانگر

 

      یا دست کم

 

     فشنگی غیرتمند

 

 

 

     ای کاش گلوله ای بودم

 

     شمشیری

 

     چوبدستی

 

     یا دست کم

 

     کلوخی با وجدان

 

 

 

     آیات !

 

     با آخرین سروده ات

 

     باریده ام

 

     با آخرین سروده ات

 

     منفجر شده ام

 

     با آخرین سروده ات

 

     آغاز شده ام

 

 

 

 

 

     آیات ! آیات!

 

     ای کاش گلوله ای بودم

 

     یا دست کم ، شمشیری

 

     ای کاش ...

 

 

 

     نیمی از دشمن

 

     سهم من است

 

     نیمه ی بی حیای دشمن

 

     سهم من است ...

 

 

 

    سرفه های شیطان را می شنوم

 

    آن طرف تر

 

    کنار سفره

 

    باچشم های آبی اش

 

    چمباتمه زده است

 

    دوباره

 

     فرعون ، آمده است

 

     عمروعاص ، آمده است

 

     یزید ، آمده است ...

 

 

 

     آیات ! آیات!

 

     نیمی از دشمن

 

     سهم من است ...

 

 

 

      واژه هایم

 

      قول داده اند

 

      گلوله شوند

 

      خمپاره هایی غیرتمند

 

      فشنگ هایی با وجدان

 

      شمشیر هایی بی حیا

 

      اما ای کاش

 

      آتش بودم آیات !

 

      نیمه ی بی حیای دشمن

 

      سهم من است

 

 

 

      ای کاش

 

      گلوله ای بودم آیات ! ... 


نویسنده : سعیدی راد - ساعت ۱۱:٠۳ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٥
نظرات ()    |   لینک ثابت    |   تگ فضل الله قاسمی و تگ آیات القرمزی و تگ سپید


*برای" آیات القرمزی " ماهی قرمز نوروز بحرین!

  

دریا چه بق کرده است، دریا کودکانه است

بی حرف، بی جاشو و بی موج و ترانه است

  

ترسیده از چیزی مگر دریا کز اینسان

 با موج موجش رعشه های بی بهانه است

  

شور است اما شوری اش از جنس اشک است

 انگار از پلک زمین اشکی روانه است

  

با بادها هم شوق بازی کردنش نیست

دریا که چون مرداب ها نیلوفرانه است

 

 امشب چرا جز لو ءلوء  خونین ندارد

 امشب چرا چون لخته هایی بیکرانه است

  

در ساحل خونین آن سو دیده شاید-

 شب را که گرم جستجو – خانه به خانه – است

  

رگموج هایش سوخته از بس که دیده

 در  نخلهاشان شعله سرگرم زبانه است

  

با ماهیان قرمز از دریا نگویید

 دیگر نه آن دریای شعر عاشقانه است

 

از حیرت آلاله های ساحلش سرخ

دریا چه بق کرده است، بغضی جاودانه است

 


نویسنده : سعیدی راد - ساعت ۱٠:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٥
نظرات ()    |   لینک ثابت    |   تگ علی محمد مودب و تگ غزل و تگ آیات القرمزی


آیات را دیدید و دم از حرف بستید
گیرم نه مولان کرید آخر چه هستید؟


چون کودکان سرگرم بازی با ظهورید
دیوانگان، ظهر حضورش را شکستید


آیات دین، بحرین را در خون کشیدند
در چنگ مار منحرف زهری و مستید


اینان که در ساحل به خون آتش گرفتند
ناموس دین احمدند اما نشستید!؟


آخر کم از زن‌های با غیرت نمانید
پیوند با حیدر چرا کم کم گسستید؟


سرگرم بازی با جهولان چموشید

گویا که از بند فریب آخر نرستید


نویسنده : سعیدی راد - ساعت ٢:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٤
نظرات ()    |   لینک ثابت    |   تگ کاظم رستمی و تگ آیات القرمزی و تگ غزل


آیات نام کوچک توفان ها

 نامی که در کتاب خدا زنده است

 نامی که تا همیشه نماز ما

 در محضرش شکسته و شرمنده است

 

 

آیات شعر زلزله ها را گفت

حرف سطوح گمشده در گل را

 چون نخل طور شعله کشید ایات

 آوازهای سوخته در دل را

 

 

با گردبادهای مهیب و سرد

 بی ترس از نسیم و شکفتن خواند

 در پیچش سیاهی عالمگیر

 آن خطبه را چه محکم و روشن خواند

 

 

آیات نام کوچک مهتاب است

 نام بلند هر چه که خورشید است

 سیلی خور کسوف نخواهد ماند

 صبحی که صبح روشن امید است


نویسنده : سعیدی راد - ساعت ۱:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٤
نظرات ()    |   لینک ثابت    |   تگ علی محمد مودب و تگ آیات القرمزی


چرا ما دق نمی کنیم؟‌
"
آیات القرمزی" ای دختر شیعه !!
ای شاعره ی آزاد!!
نفسم می گیرد وقتی می بینم
تو را محاصره کرده اند و ...
آنوقت ما در گیر برنامه های طنز هستیم
که مبادا روح لطیفمان لکه بردارد
دانشگاهیانمان که میان "‌ایسم " ها گیر کرده اند
و حوزوی هایمان هم میان " زید و امر"
نمی دانم...
حتما به قول سید مرتضی زمان ما را با خود برده است...
اف بر این زندگی
که رگهای شهادت در آن خشک شده
و ما لنگ ثروت بیشتریم و لپتاپ و تبلت و خانه و ...
ولی من یادم نمی رود که
آقا روح الله گفت همه چیز ما فدای اسلام...
"
آیات القرمزی"
ای شهید شیعه!!
زخم هزار و سیصد و اندی سال غربت علی بر صورتت
و بر تن نحیفت است...!!
اف بر مسلمانی ما اگر تو را فراموش کنیم
نفسم می گیرد
نه برای تو
که برای بی تفاوتی خودمان
که دیگر از شنیدن اخبار بحرین و ... خسته شده ایم!!!


نویسنده : سعیدی راد - ساعت ۱:۱٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٤
نظرات ()    |   لینک ثابت    |   تگ علی عسکری و تگ آیات القرمزی و تگ بحرین


*برای  آیات القرمزی و همه ی خواهران مظلوم بحرینی ام

 

 تردید حرام است، خودت می گفتی!

تقدیر به کام است خودت ، می گفتی!

برخیز و قصیده ای بخوان، خواهرجان!

هنگام قیام است  ، خودت می گفتی!

 -----

 خورشید شکفته در دل شب... آیات

از سوره ی ایثار، لبالب  ...آیات

از هیچ مصیبتی نخواهد ترسید

شاگرد کلاس درس زینب ، آیات

  ----

او راز بلیغی از عنایات  خداست

در دفتر شعر او روایات خداست

با وعده ی فتح عاشقان آمده بود

این مصحف زخم خورده آیات خداست

  ----

ای کاش که تا ازل ، زمان برگردد

تا لاله به دامان  جنان برگردد

از آتش عصیان زمین ، می ترسم

"آیات" خدا به آسمان برگردد

  ----

ای شاعر زخم های ممتد ... آیات

وی از همه شاعران سرآمد... آیات

ایام عزای فاطمه نزدیک است

پهلوی تو هم شکسته شاید... آیات!


نویسنده : سعیدی راد - ساعت ۱:٠٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٤
نظرات ()    |   لینک ثابت    |   تگ میلاد عرفان پور و تگ آیات القرمزی


Powered By Persianblog.ir - Designed By Payam salami pargoo