این شعر نسخه ی ویرایش شده ی همان شعر قبلی است که ارسال شده بود...
ای شاعر باد و طوفان ای دختر ابر و باران
مرجان دریای بحرین ای لؤلؤ بحر ایمان
تصنیف غرای نهضت ای آیه ی سرخ غیرت
تصویر آزادی و خون نقاشی "رنج دوران"
دنبال ردّ و نشانت گشتند همسنگرانت
هر کوچه و هر خیابان در شهر میدان به میدان
نام تو از جنس نور است امسال سال ظهور است
همشیره ی من صبور است، سوگند بر نام قرآن
در حال اغما و زندان، باشی نباشی مهم نیست
در جوشش و در خروش است خون تو ایوان به ایوان
*****
می بینمت می درخشی در بین میدان لؤلؤ
حبسیه های تو آیات طوفان به پا کرده طوفان
ای شاعر باد و طوفان ای دختر ابر و باران
مرجان دریای بحرین ای لؤلؤ بحر ایمان
تصنیف غرای نهضت ای آیهی سرخ غیرت
تصویر آزادی و خون نقاشی رنج دوران
دنبال ردّ و نشانت گشتند همسنگرانت
هر کوچه و هر خیابان در شهر میدان به میدان
نام تو از جنس نور است امسال سال ظهور است
همشیرهی من صبور است، سوگند بر نام قرآن
در حال اغما و زندان، باشی نباشی مهم نیست
در جوشش و در خروش است خون تو ایوان به ایوان
میبینمت میدرخشی در بین میدان لؤلؤ
حبسیههای تو آیات طوفان به پا کرده طوفان
*به حماسه ی سیلی خورده ی خواهرم آیات
ای شاعر باد و طوفان ای دختر ابر و باران
مرجان دریای بحرین ای لؤلؤ بحر ایمان
تصنیف موزون نهضت ای آیه ی سرخ غیرت
تصویر آزادی و خون نقاشی "رنج دوران"
دنبال ردّ و نشانت گشتند همسنگرانت
هر کوچه و هر خیابان در شهر میدان به میدان
مردان آل خلیفه فرزندهای سقیفه
آیات پاک و عفیفه... گل بین چنگال حیوان
قدری تحمل کن آیات، ای دختر امّ سادات
هیهات هیهات هیهات آرام باش ای مسلمان
نام تو از جنس نور است امسال سال ظهور است
همشیره ی من صبور است، آیات خونین قرآن
در حال اغما و زندان، باشی نباشی مهم نیست
در جوشش و در خروش است خون تو ایوان به ایوان