تو باید فدا شوی
تا آل خلیفه
با آل سعود،
با شیاطین مو بور چشم آبی
همچنان سر یک میز بنشیند
قمار کند
و ببازد ناموسش را.
تا شیخ زاده بحرینی
با سرباز آمریکایی فرار کند.
تا شیخ ها ی شکم باره
به مهمانی شیطان دعوت شوند
و بنوشند و بنوشند.
خودت بگو
اگر سرت بریده نشود
پیک های باراک، سارکوزی، مرکل، حمد و آل سعود
چگونه پر شود؟
با خون چه کسی؟
و مزه ی عرقشان
پاره ی تن چه کسی باشد جز تو؟
جز من؟
_که روزه سکوت گرفته ام _
اما تو
درست را از زینب گرفته بودی
و مشقت شعر بلیغت بود
چه فصیح خواندی
و تنت پر شد از نشان های شجاعت
از زخم های هزار ساله
و من همچنان به مصلحت فکر می کنم
و من همچنان روزه سکوت گرفته ام.
اما تو...
* کله تو گویش ما به معنای سر به کار می ره.