فلسطین)
می خواهم اعتراف کنم
که گاهی دل بسته ام
به نظامی که جهانی اش می خوانند
آنگاه که کویت را آزاد می کردند
طالبان را از کابل
به کو ه های تورابورا می تاراندند
صرب ها را از بوسنی و کوزوو
و زمانی که صدام را
بر دار می کردند
باید اعتراف کنم
که گاهی برایشان
کف زده ام و هورا کشیده ام
.....
به صداقت شان ایمان می آوردم
اگر فلسطین نبود
اگر فلسطین نبود
فلسطین زیتون نیست
نارنج نیست
گلوله نیست
سنگ و فلاخن نیست
نان و آب
شعر و جایزه نیست
ابزار سیاست و
تبلیغ حزب نیست
فلسطین
نقطه عطف روزگار ماست
وقتی نقاب ها را فرو می اندازد
جایی که ادعا ها
رنگ می بازند
وقتی محکومیت ۶۰ سال آوارگی
وتو می شود
محمدالدوره وتو می شود
وقتی در آغوش پدر
تیرباران می شود
شیرخواره های غزه وتو می شوند
وقتی بمب های خوشه ای
روی شان آزمایش می شود
وقتی زراد خانه های هسته ای اسراییل را
رها کرده اند و
سنگ را
در دست کودکان فلسطینی
بسته می خواهند
تا رسوایی ژست های تبلیغاتی حقوق بشر
عالمگیر شود
چنانکه دشداشه های مرصع عربی
عریانی غیرت سران عرب را
هرگز نمی پوشاند
(انتفاضه)
سنگ بود
کبوتری که با شاخه زیتونی در دهانش
دست به دست می شد
بیهوده نیست
که سنگ روی سنگ
بند نمی شود
(گنجشک)
همیشه خیال می کنم
گنجشک های فلسطینی
با بقیه ی جاها فرق می کنند
آنها وقتی کودکی سنگی بر می دارد
فرار نمی کنند