راس بر نیزه ی اهالی کوخ
استقامت، نبرد، رمی شیوخ
بحر خون کربلا و کاخ ستم
انتفاضه، غرور و سنگ و کلوخ
شاعر هنگام سرودن این شعر گمان می کرده خانم آیات القرمزی به شهادت رسیده اند:
آیات خدا غرقه به خون گشته شهید
ای وای اگر به خون او پای نهید
امروز که بحرین صف کرب و بلاست
مائیم که دشمنیم با آل یزید
برای آیات القرمزی شاعره بحرینی که بحمدا... زنده است
بخوان اینک بخوان شعر تو آه است
نبود تو بر این حرفم گواه است
بخوان در این شب تاریک، هیهات
که روشنگر به شبها نور ماه است
بخوان شاعر که کاخ ظلم لرزید
تو شعرت نغمه های خیمه گاه است
بخوان "والعصر" و "فتح" و "نصر" و "کوثر"
بخوان این سوره های قتلگاه است
بخوان این طایفه گیراست آهش*
گمان کردند شیعه بی پناه است
که گر فرمان دهد مولای خوبان
هزاران جان به کف در این سپاه است
بخوان این واژه ها شمشیر عشقند
بخوان شاعر بخوان شعر تو آه است
حمیدرضا برقعی: "آه این طایفه گیراست بترسید از آن"
نکته: شاعر هنگام سرودن این شعر گمان می کرده خانم آیات القرمزی به شهادت رسیده است.
برای ایات القرمزی
آیات خدا غرقه به خون گشته شهید
ای وای اگر به خون او پای نهید
امروز که بحرین صف کرب و بلاست
مائیم که دشمنیم با آل یزید