به: آیات القرمزی
یا معاصر ها نمی فهمند وحشت خانه چیست
یا حرامی ها نمی دانند صاحب خانه کیست
می شود وحشی شد و بال پرستو را شکست
می شود بدتر از آن... دید و بدون غصه زیست
دختر شاعر فقط بغضی ست در این همهمه
حاصل این جوّ پرُ لالی همین بی حاصلیست
آه زندان. آه ضربه... نه فقط این درد نیست
باید از درد سکوت و بی مددکاری گریست
هرگز از آهن نیاید ضربتی همچون سخن
زخمت از تن میرود . شعر تو اما ماندنیست
مصحف و دیباچه ی بحرین از آیات پُر
این سرا از ردّ خون فاطمیون گلشنیست