جهان
جغرافیای آتش گرفته ایست
بر سینه اطاق من
آتش در مصر
آتش در تونس
آتش در بحرین
آتش در دریا
در صحرا
نام هر که را میبرم زبانم میسوزد
آتش در قهوه خانهها قل میزند
کلمات زبانه میکشند
چای از دهان میافتد
آتش شعاری است در خیابان
در خانه - مرگ
**
ما اتفاقی فراموشیم
که خواب یکدیگر را ندیده میگیریم
من با سنگهای شوش میپوسم
تو با مومیاییها
مومیایی 1..........2.........3
- آتش!
هنوز دنبال رژیمی ملایم
برای سخنان صلح آمیزت هستی!
به خیابان آمدهای تا سیگاری بگیرانی
دود میشوی
*
طبیعی نیست خواب
طبیعی نیست این همه کشتی بی نوح در بندرگاهها
فرشتگان خدا به خیابان ریختهاند
و آیههای جدید دست به دست میچرخند
از الاهرام صدای خدا میآید:
"کفشهایت را بکن و به میدان التحریر بیا "
صدای عبدالباسط میآید
صدای عبدالناصر
:یا ایها الذین آمنوا
یا ایها الشعب
یا ایها ال...
هل
هل؟
سرفه میکند اتاق من
با خاکستری در سینه که تمامی ندارد