فلسطین
مسجد، ستاره، زنجیر، بالا بلا فلسطین
چکمه، گلوله، آتش در قلب ما؛ فلسطین
با هر شهید هر خون، هر سنگ رو به دشمن
یک بار میشکوفد در کوچهها فلسطین
هر کشته در فلسطین آیینۀ شکسته است
تکرار میشود در آیینه ها فلسطین
هر کودک مبارز در بازی بزرگان
با سنگ مینویسد بر شیشهها: فلسطین
من سنگ میشوم سنگ، در روز رجم شیطان
تو چرخ میزنی چرخ، در کربلا فلسطین
خون است و باران است و بحرین
تیغ است و زندان است و بحرین
تیر است و دژخیم است و جلاد
عشق است و ایمان است و بحرین
خون است و سجاده ست و شمشیر
عهد است و پیمان است و بحرین
گاه طواف و سعی و قربانی است، لبیک!
رجم است و شیطان است و بحرین
از چشمها بارانِ «مروارید» جاری است
خون است و میدان است و بحرین
* بحر خون
اینجا بحرین است
سرزمین مروارید و
نفت و
اینک ... خون
حتی هزار سال باران
خون را از این خاک نخواهد شست
اینجا بحرین است
یک بحر خون و
یک بحر خوناب چشم
ابلیسها دست به دست هم داده اند
نقشه های اسراییلی
سلاح های امریکایی
و سربازهای سعودی
تحت قبای زربفت آل خلیفه
سینه ستبر جوانان مسلمان را
نشانه میروند
و مناره مسجدها را
فرو میریزند،
بی آنکه بدانند
قتلگاه هر شهیدی
اینجا
مسجدی خواهد شد
برای فرزندانِ این سرزمین
که تمام وجودشان
پر است از لااله الا الله
پر است از محمد رسول الله
و پر است از «علی ولی الله»
تاریخ چه خواهد نوشت
از کلید دارانِ دیروز مسجدالحرام
و تفنگدارانِ امروزِ میدانِ مروارید؟!
تاریخ نه نماز شکستۀ علی را در محراب
از یاد می برد
نه خون اهل بیتش را در عاشورا
تاریخ مینویسد و خوش می نویسد
هنوز هم
خون بر شمشیر پیروز است