انتفاضه سوم

وپژه فراخوان شعر انتفاضه سوم

*برای" آیات القرمزی " ماهی قرمز نوروز بحرین!

  

دریا چه بق کرده است، دریا کودکانه است

بی حرف، بی جاشو و بی موج و ترانه است

  

ترسیده از چیزی مگر دریا کز اینسان

 با موج موجش رعشه های بی بهانه است

  

شور است اما شوری اش از جنس اشک است

 انگار از پلک زمین اشکی روانه است

  

با بادها هم شوق بازی کردنش نیست

دریا که چون مرداب ها نیلوفرانه است

 

 امشب چرا جز لو ءلوء  خونین ندارد

 امشب چرا چون لخته هایی بیکرانه است

  

در ساحل خونین آن سو دیده شاید-

 شب را که گرم جستجو – خانه به خانه – است

  

رگموج هایش سوخته از بس که دیده

 در  نخلهاشان شعله سرگرم زبانه است

  

با ماهیان قرمز از دریا نگویید

 دیگر نه آن دریای شعر عاشقانه است

 

از حیرت آلاله های ساحلش سرخ

دریا چه بق کرده است، بغضی جاودانه است

 


نویسنده : سعیدی راد - ساعت ۱٠:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٥
نظرات ()    |   لینک ثابت    |   تگ علی محمد مودب و تگ غزل و تگ آیات القرمزی


ملخ!

 نه وحشت است که حیرت شکسته دلها را

گرفته فوج ملخ، موج موج دریا را

 ملخ! هجوم ملخ بر مزارع گل سرخ!

 ملخ وزیده و آشفته باغ و صحرا را

 یهود امت احمد دوباره خیبری اند!

 شکسته اند در خانه های زهرا را

 سیاهکارتر از وحشیان سفیان کیست؟

 که می درند جگرهای حمزه آسا را

نژادگان عرب! این حماسه های شکم!

 به زیر پیل فکندند پیر و برنا را

 به جنگ دخترکان رمیده آمده اند

 دریده دیده خورشید این تماشا را

 بهوش ای همه زالوفشان ساحل خون!

 که موج گریه خبر کرده است دنیا را

بهوش کز همه تان هیچ هم نخواهد ماند

دمی که غیرت توفان گذشت دریا را

"دل رمیده ما را که باز می گیرد"

 فغان ز خون جگری  بی نگاهتان یارا !


نویسنده : سعیدی راد - ساعت ٢:٤۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٤
نظرات ()    |   لینک ثابت    |   تگ علی محمد مودب و تگ بحرین و تگ غزل


ما در میان کوره قهر شما پیوسته می‌سوزیم
و دم به دم هرم نفس‌های شما
از مهر می‌گوید برای ما!
از لحظه تاریک پیوند شما با سایه‌های ما
از لحظه تاریک پیوند شما با سایه‌های ما
آغشته حتی نور با خون در دهان ما
ای رومیان روسپید سینماهای جهان ما
ای دوستان جانی آری جانیان نابکار داستان ما!
با آبشار صخره‌ها ویرانه می‌سازید اگر از روستای ما!
می‌ریزد آخر کوه‌هاتان را صدای ما
هم دامن رقص شما را شعله خواهد کرد
کبریت‌های نیم‌سوز دستهای ما
هشدار می‌بیند خدای ما!
هشدار می‌بیند خدای ما!


نویسنده : سعیدی راد - ساعت ٢:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٤
نظرات ()    |   لینک ثابت    |   تگ علی محمد مودب و تگ سپید


آیات نام کوچک توفان ها

 نامی که در کتاب خدا زنده است

 نامی که تا همیشه نماز ما

 در محضرش شکسته و شرمنده است

 

 

آیات شعر زلزله ها را گفت

حرف سطوح گمشده در گل را

 چون نخل طور شعله کشید ایات

 آوازهای سوخته در دل را

 

 

با گردبادهای مهیب و سرد

 بی ترس از نسیم و شکفتن خواند

 در پیچش سیاهی عالمگیر

 آن خطبه را چه محکم و روشن خواند

 

 

آیات نام کوچک مهتاب است

 نام بلند هر چه که خورشید است

 سیلی خور کسوف نخواهد ماند

 صبحی که صبح روشن امید است


نویسنده : سعیدی راد - ساعت ۱:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٤
نظرات ()    |   لینک ثابت    |   تگ علی محمد مودب و تگ آیات القرمزی


غزلی برای حال و هوای زهرایی بحرین

نه وحشت است که حیرت شکسته دلها را

گرفته فوج ملخ، موج موج دریا را

ملخ! هجوم ملخ بر مزارع گل سرخ!

ملخ وزیده و آشفته باغ و صحرا را

یهود امت احمد دوباره خیبری اند!

شکسته اند در خانه های زهرا را

سیاهکارتر از وحشیان سفیان کیست؟

که می درند جگرهای حمزه آسا را

نژادگان عرب! این حماسه های شکم!

به زیر پیل فکندند پیر و برنا را

به جنگ دخترکان رمیده آمده اند

دریده دیده خورشید این تماشا را

بهوش ای همه زالوفشان ساحل خون!

که موج گریه خبر کرده است دنیا را

بهوش کز همه تان هیچ هم نخواهد ماند

دمی که غیرت توفان گذشت دریا را

 

"دل رمیده ما را که باز می گیرد"

فغان ز خون جگری  بی نگاهتان یارا ! 


نویسنده : سعیدی راد - ساعت ۱:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٤
نظرات ()    |   لینک ثابت    |   تگ علی محمد مودب و تگ بحرین


Powered By Persianblog.ir - Designed By Payam salami pargoo