مرثیه ای برای خواهرم آیات
و گناه خواهرم این بود
که آیات خدا را تلاوت می کرد
و آدمی را تنها خلیفه ی زمین می دانست
نه خلیفه را تنها آدم زمین!
گناه خواهرم این بود
که آیات خدا را تفسیر می کرد
و می گفت هر گردی، گردو نیست
و خلیفه گِرد بود!
گناه خواهرم این بود
که شعر می گفت
و فکر می کرد آل خلیفه
هم قافیه ی آل سقیفه است
گناه خواهرم این بود
که در شب شادی شاه
بیرق سیاه عزا بر سرداشت
به سوگ چادر خاکی مادر ...
گناه خواهرم این بود
که غزالِ غزل سُرای حرم سَرا نشد
شاعر خیابانی بود
و خفاش شب منامه را به سخره می گرفت!
گناه خواهرم این بود
که خون سرخی داشت
خوراک خیک خوفناک خوک خبیث آل خلیفه...