به خواهرم آیات
شهر آن روز که در خشکی خود جان میداد
خواهرم شعر تری داشت که ارزان میداد
سرخ در فخر بلند است، به قرمز بزنید
یاد باد آنکه دلم بوی دبستان میداد
خواهرم قرمز تند است چو خون شهدا
خواهرم رنگ به گلهای گلستان میداد
جای دارد که دهد تن به نماز آیات
شیخ بحرین که از بیم دمش جان میداد
خواهرم یک دو سه آیه نه، پر از آیات است
خواهرم درس به آفاق چو قرآن میداد
جلوهی زینب کبراست به قدر مویی
شرح این جمع چو با موی پریشان میداد
سرخ در قرمزی خواهر من چیزی نیست
لاله را خواهر من راه به بستان میداد
شعر با خواهر من چون مرج البحرین است
بحر در بحر به بحرین بهاران میداد
او نمرده است، الهی که بسوزد دشمن
او نمرده است به بحرین اگر جان میداد
خواهرم! قرمزی خون دلت زرد مباد
آری آن خون که ظفر دست مسلمان میداد