بحرین نام دیگر قلب من است
***
اینجایی که من نشسته ام بحرین نیست
بحرین در چند هزار کیلومتری من است
اما بحرین نام دیگر قلب من است
بحرین یک جا نیست
جغرافیای بحرین حد و مرز ندارد
و مردمانش ساکنان روشن قلب من اند.
آهای کاخ نشینان شکم باد کرده ی عرب !
صورت سرختان را بار دیگر با خون هم وطنانتان سرخ تر کنید
تا باراک و صهیونیست ها و رفقای کفتارشان
که تشنه ی بشکه های نفت شما هستند
ببیشتر بو بکشند و
به هیکل بی ریشه تان بیشتر بخندند!
خوش باشید
که این بار بزمی دیگر چشم انتظارتان است.
این بار
به یاد " آیات " قرآن می خوانیم و به سلامتی سرنگونی تان
پیک های شهادت را سر می کشیم.
این صدا صدای قلب من نیست که نبض تپنده ی بحرین است
که در سینه ی من می تپد.
و ساعت دقیقا چند ثانیه به مرگ شما مانده!
دست هایتان را از جیب گشاد هم درآورید و فرار کنید
اگر پای لنگ ایمانتان می گذارد ...
آهای معمر قدافی ، که بی فرشته های گردن کلفت و بادی گاردت بالت چیده شده!
و آل خلیفه و آل سعود بی ریشه ی شکم باد کرده
همراه با کاسه لیس های از دهن کف درآورده
گروه متعفنی که یک صدا سرود مرگ می خوانید و
ما را به یاد اجدادتان می اندازید!
آهای کاخ نشینان خاک بر سر!
شمایی که اندازه ی غیرتتان به اندازه ی دور شکمتان هم نیست
تندتر نفس بکشید
که نفس های آخر است
شمایی که دستانتان در دست همدیگر است
بترسید از خدا
که دستش بالاتر از دستهای دیگر است.
اینجایی که من نشسته ام بحرین نیست
بحرین در چند هزار کیلومتری من است
اما بحرین نام دیگر قلب من است
و صدای خواهرم " آیات " می آید
که از سمت آسمان برای سرنگونی شما
با نوایی ملکوتی
قرآن می خواند ...