رهایی
آنگاه که خداوند
پرستشگران را رها شده خواهد
کشتی بر خشکی
و مردم در دریا
راه پیمایند
به سوی سپیده دمان
پس وای بر غرق شونده گان
هم آنان که غرق شوند
غرق شدنی
THE WANDERING PALESTINIAN , oh dears
Is inside the oven of human burners
Where are looking the world eye sighters
Where is the anger of world care takers
By Iranian poet : Mehdi Farzeh
ترجمه:
فلسطینی سرگردان
در کوره ی آدم سوزان
کو چشم جهان بینان؟
کو خشم جهانبانان؟
یک ترانه؛ در قالب سه گانی پیوسته
تقدیم به مردم به خون کشیده ی اسلام خواه
در کشورهای فلسطین؛ لیبی؛ بحرین؛ تونس و یمن...
ترانه ی بهار
وختی که شکوفه ها می ریزه
با خودم می گم
باهار ؛ یه جورایی پاییزه
خوبی خوبه ؛ ولی بدی چه بده
نازنین؛ مهربون غمگینم
غم به دل راه نده
با اینکه شکوفه ها می ریزن
باز آخر تابستون
میوه ها از درختا ؛ لبریزن
میوه ها از درختا لبریزن
1/01/90
Spring Song
When blossom fall
I Say to myself
Spring is somehow ؛ fall
To be beneficence is okay but what a bad show is badness
Dear kind sad darling
Do not be sad
Although the blossom fall
At the end of Summer؛ again
Fruit splash out of trees
Composed and translated by Mehdi Farzeh
سه گانی های ضد صهیونی
1
بر سر کنعانی مطرود
تاجی از خار نهاده اند
تاجی از سیم ِ اختر ِ داوود
2
بر زخم های تازیانه ی مردان ِبسته دست
بنشسته است ؛ مگسهای شش پرِ سمجی
راهی بجز کشتن نیست ؛ آیا هست ؟
3
بر بیرق ِ نحس ؛ نقش بسته
عکس دو مگس ؛ که عکس ِهم
بر روی یکی ؛ یکی دگر بنشسته
4
آنان که کنامی از فناوری دارند
چون دود به هر دمی ، بلرزند
آنان آدم نه - آدمک نما یانند
5
پرندگان در قفس جوجه ها ؛ نهند
تا روزی یا قفس درهم شکند
یا که آن را به آسمان ببرند
*واژه نامه :
سیم اختر داوود = سیم خارداری که خار هایش به شکل ستاره ی داوود باشد.
آدمک نما = شبه ربات
کنعان دژ
روز قدس روز اسلام است. (امام خمینی)
...و کژدم اژدها خرچنگِ رنگارنگ
چو ابری از ملخ ها ، مورها ، زنبورها
و یا چون کهکشانی موریانه
به هر سو می پرید و می جهید و می خزید
به هر در می زد و یک در ازین همسایگان بر وی نمی شد باز
تنوره می کشید و دود می کرد...
به ژرفِ خانه ی زیتونی ما
کژدم اژدرچنگ
فرود آمد زچاهِ دودکش
نه از در
نه ز دیوار و...
نه از روزن
درون خانه ی زیتونی ما
همان خانه ی کهن
همان خانه ی نیا اندر نیا آباد
تنوره های آتش می زد او هر سو
به آتش می زد او هر چیز و ناچیزی که می دید
و این همسایگان
اورا فرود آرنده ی جاوید ورجاوندِ پاک آتش
انگاشته
و خانه ی باستانگانمان ،
آتشکده ی فرمند.
سرک ها می کشند از بام و از دیوار
به این آتشکده ی اژدر
به این اژدرکده ی آتش
همانا باز هم ...
آیا چه چاره؟
نه تنها دست یاری سوی ما هرگز نمی یازند، اینان
نه تنها سنگ یا ریگی به سوی اژدها هرگز نمی پاشند، اینان
که گاهی دست و گاهی پای ما گیرند و گویند
که این فرجامِ ورجاوندِ پایانِ جهان باشد
و از ما نیز می خواهند
دخیلی بر دُم و چنگش کنیم آذین
دخیلی تا نیازی زآن نیاز آران برآرَد نیز
اگر چه خانه مان در آتش و بر باد .
فریاد...
فلسطینی - Palestinian
They have put a cage on my nest...
Oh my little chicks
It s not a cage
IT S A NEST
Mehdi Farzeh
فلسطینی
آشیانم
در قفس بگرفته اند...
جوجه گانم
این قفس نیست.
آشیانه ست.
پایداری
یک روز داشتم برنامه ی خبری سیما را نگاه می کردم ؛ نشان می داد که فلسطینیان در کارگاه هایی ؛ بلوک های سیمانی خانه های ویران شده را ؛ می کوبند تا سیمان را بازیافت کنند.
آنان
با خاکسترِ آشیانه هاشان
با درهم شکسته ی کاشانه هاشان
با به هم پیچیده ی
آسمانه هاشان
با تاب برداشته ها ی
آستانه هاشان
خانه هاشان را
دوباره می سازند.
آنان
درفش ژنده ی پیروزی را
دوباره بر می افرازند.
حتی پس از هزاران بار
حتی پس از هزاره ها ...
کشورشان را دوباره می سازند.