انتفاضه سوم

وپژه فراخوان شعر انتفاضه سوم

با شکنجه، مرا بکُش بر دار
جسدم را به آب ها بسپار
من پُر از آفتاب خواهم شد
پدرم را بگو؛ یکی کم شد
جلگه را تا خلیج، می رقصم
چه کسی گفته از تو می ترسم؟
خواب دیدم درخت خواهم شد
پیش بُت ها نمی شود خم شد
گر چه سنگ اید، گر چه سنگین اید
سنگچین اید و ضربه می بینید...

از پسِ کوه، می رسی، کی صبح؟
مردِ نستوه! می رسی، ای صبح!
از گلوی تو آب می نوشم
با شهیدان، شراب می نوشم...

دست با دشمنانِ مان دادید
خانه را هم به میهمان دادید
خائنینِ مدینه و مکّه
خوب اسلام را نشان دادید
شعر خواندم؛ شکنجه ام کردید
کودکان را، به پاسبان دادید
روزی از ما سوال خواهد شد-
به کدامین گناه جان دادید؟
به همین «برگ» ها، به «آیات» اش
به همین ها که سوخت در آتش
میوه دزدان به باغ می آیند-
دسته های کلاغ، می آیند-
ولی این جاده رو به بن بست است
جاده، با رودخانه همدست است
تا گلاویز شد؛ شب و فانوس
رودخانه، رسید اقیانوس...


نویسنده : سعیدی راد - ساعت ٥:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۳/٤
نظرات ()    |   لینک ثابت    |   تگ میثم خالدیان و تگ مثنوی و تگ آیات القرمزی


Powered By Persianblog.ir - Designed By Payam salami pargoo