انتفاضه سوم

وپژه فراخوان شعر انتفاضه سوم

آیات، ما شرمنده از مادر نشستیم
آتشفشفان خون شدیم از غم شکستیم


اما قسم بر خون که فریادت نمیرد
شمشیر خشم و خون بر این آیینه بستیم


ای آل صهیون ای یهود دین احمد
ما شیعه خیبرگشای شرزه هستیم


لبنان ندیدید ای شیوخ فتنه نجد
در سی و سه چون هیبت شارون شکستیم؟


دیری نخواهد بود روزی که شما را
بند از نفس چون سگ به دار از هم گسستیم


نویسنده : سعیدی راد - ساعت ٢:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٤
نظرات ()    |   لینک ثابت    |   تگ کاظم رستمی و تگ غزل


آیات را دیدید و دم از حرف بستید
گیرم نه مولان کرید آخر چه هستید؟


چون کودکان سرگرم بازی با ظهورید
دیوانگان، ظهر حضورش را شکستید


آیات دین، بحرین را در خون کشیدند
در چنگ مار منحرف زهری و مستید


اینان که در ساحل به خون آتش گرفتند
ناموس دین احمدند اما نشستید!؟


آخر کم از زن‌های با غیرت نمانید
پیوند با حیدر چرا کم کم گسستید؟


سرگرم بازی با جهولان چموشید

گویا که از بند فریب آخر نرستید


نویسنده : سعیدی راد - ساعت ٢:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٤
نظرات ()    |   لینک ثابت    |   تگ کاظم رستمی و تگ آیات القرمزی و تگ غزل


*برای شیعیان مظلوم بحرین

 
قرنهایی است
تا نسیم آه اویس قرن
از یمن
فریاد می دارد
یا محمدا
قرنهایی است
تا لؤلؤ بحرین
می چکد از چشم زنان سوگوار رودها
رود رود رود
بطحای خونین
قرنهایی است
تا سرگذشت تلخ این قوم
تکرار ثقیفه ایست
از ظهر صفین
تا عصر عاشورا
به مویه
بر بدن چاک چاک رسول الله
 یا محمدا
زیتون زارهای لبنان و فلسطین 
نخلهای عراق
دخترانی دلبر از دست داده اند
نشسته بر ساحل مرج البحرین
عقیق سرخ یمن می بارند
ویلی ویلی ویلی
 دورافتاده ای از یتیمانت
یا فارس الحجاز
اینجا
سرزمین عرب است
در جاهلیت مدرن
زنده به گور می کنند
دختران آرزوهای ما را
ناله های سمیح القاسم[1]
شکوه های محمود درویش[2]
صدای یار یار نزارقبانی است[3]
پیچیده در کلمات شعر من
«آه بلقیس
تو را از پا در آوردند
این  کدام امت عرب است
که صدای قناری را از پا می اندازد؟»[4]
اینان چه حاکمانی اند ما را
لیبی را شرحه شرحه
یمن را خاک و خون
بحرین را ابوغریبی بزرگ
آه بحرین بی دفاع
شهدایت را به خاک بسپار و برخیز[5]
من عرب را رسوا خواهم کرد...
من
خطابه های توفیق زیاد فلسطینم[6]
فریاد البیاتی عاشق[7]
«اگر اصحاب کهف
در انتظار معجزه خوابیدند
من به انتظار معجزه
به حرکت و افروختن آتشها ادامه دادم...»[8]
های
نوکران تاریخی شیطان
سپاسگذاریم
برای هر مسلسل
که کتف جوانان را سوراخ سوراخ کرد
سپاسگذاریم
برای خون اطفالمان
که شراب شمایان شد
در رقص شمشیرهای جاهلی
حاکمان رسوای عرب
رسوایتان خواهم ساخت
به آوای ابو سلمی[9]
کاش در وجود نبودید[10]
ای خوکهای نفت و چربی
کفتارهای نشسته بر مزار رسول خدا
جناب شیخ صخره آل بته
و ای مفلوک لات
که ملک می خواندی خودت را
عبد ابلیس
سر برون کنید
از حرمسراها
از آخورهای نفت و شراب
بشنوید
صدای پاهای منظمی است
همچون آوای قطرات باران
سپاهی می آید
سپاه باران
باران شکست ناپذیر
از ایران اسلام
از عراق علی
از لبنان حسین
از یمن حسن
 لشگر اسلام است
شورش مستضعفان صالح
بشنوید
جبرئیل امین است
به استقبالشان
ان الارض یرثها عبادی الصالحون[11]
جاروکشان بتخانه شیطان بنی صیون
بشنوید
از افریقیه و حجاز
آواز سپاه محمد را
استخوانهایتان را خرد می کند این سیل
تا به اربابانتان برسد
ابتدای نبرد نهایی است
پرچمهای سیاه و سرخ برافراشته شده اند
ای غولهای بیابانهای نجد
پایانتان رسیده
ای اولاد جهالت و بردگی
امت واحده از شرق به پا خاسته[12]
 بشنوید...
پژواک فریاد روح الله ابن محمد را
خمینی بت شکن
از حنجره خونین اسماعیل ها
بکشید ما را
امت ما زنده تر می شود
بکشید ای آل خلیفه
فرزندان بی سلاح قتال العرب[13] را
بکشید ما را
نزدیک است
روز سگ کشی ما
صبر کنید
ای خواهران خون جگر شده
ای برادران زخم خورده ام
یا شعب الاسلام
گوش بسپارید
آوای آسمانی علی را
سوار بر اسب انتقام
«الا فالحذر الحذر
من طاعة ساداتکم و کبرائکم
الذین تکبرو عن حسبهم
و ترفعوا فوق نسبهم
والقوا الهجینة علی ربهم
و جاحدوا الله علی ما صنع بهم
مکابرة لقضائه
و مغالبة لالائه
فانهم قوائد اساس العصبیه
و دعائم ارکان الفتنه
و سیوف اعتزاء الجاهلیه»[14]
خوب نگاه کن
های زرقای یمامه[15]
که حلول کردی در شعر من
و بگو
رویت ما رأیت...رأیت ما زویت[16]
تک سواری
می رسد از راه
با عمامه رسول الله
ذوالفقار حیدر
یا محمدا


نویسنده : سعیدی راد - ساعت ۱:۱٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٢/٢٤
نظرات ()    |   لینک ثابت    |   تگ کاظم رستمی و تگ بحرین


Powered By Persianblog.ir - Designed By Payam salami pargoo